درباره ی خوابیدنت
عزیزم خوابیدنت هم مثل شیر خوردنت به روش های مختلفی انجام می شد اولش با شیر خوردن می خوابیدی هنوز نوزاد بودی که حتی با نوازش صورتت به خواب می رفتی و وقتی دلت درد می کرد با صدای سشوار خوابت می برد و آروم می شدی بعدشم که بیشتر بابایی مسئول خواباندنت شد روی پا تابت می دادیم می خوابیدی وراحت تر از همه در ننو خوابت می برد.
از دو سه ماهگی با ترانه ی همه چی آرومه آروم می گرفتی می خوابیدی و کلا موقع خواب موسیقی و لالایی رو دوست داشتی
از چهار ماهگی خودت دست به کار شدی و آواز خوندنو موقع خواب شروع کردی همین که تکونت می دادیم اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااشروع میکردی به خوندن!حالا هم موقعی که توی ننو می خوابی وبرای شیر خوردن بیدار می شی اگه نخوای دوباره بخوابی لبخند می زنی وشروع می کنی دست و پا زدن ولی اگه بخوای خوابتو ادامه بدی موقعی که بغلت می کنم آروم می گی اااااااااااااایعنی من هنوز خوابم میاد!!
البته یادم رفت بگم آبجی جونت هم تا حالا خیلی تورو خوابونده وهر بار بعداز خواب کردنت دیدم که با وسواس روی تورو می پوشونه ولبخند صورتشو پر می کنه.


درباره ی خوابیدنت
